محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1334
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
افتاد كه مشهور به شاملو شد . و از روى تحقيق معلوم نيست كه در چه هنگام از ايران به شام رفتهاند و چه وقت باز معاودت نموده . مجملا در دولت صفوى و نادرى اعيان امرا و اشراف و كبراى اين قوم مشهور و معروف بوده و هريك در زىّ خويش كسب كمالى نمودهاند . از آن جمله مصطفى خان كه از جانب نادر شاه به سفارت روم مأمور شد ، و حاجى لطفعلى بيگ كه در عهد خويش بىمثل و يگانه بود و در فن شعر استاد زمانه ، كتابى جامع در ذكر شعرا نگاشته ، چون آذر تخلّص داشت آتشكده نام نهاد . ديگر خلف الصّدق او حسينعلى بيگ مانند شررزادهء آذر است و متخلّص به شرر ، و اكنون در سلك مادحان دربار و چاكران سركار شاهنشاهى رتبهء انخراط دارد و پايهء شعر به تارك شعرى گذارد . ديگر از ارباب مناصب اين قوم احمد خان نايب است كه در همين سال از موقف جلال همايون مأمور تفليس بود و خدمت نيكو نمود . و افواج بسيار از پياده و سوار در خيل جنود مسعود دارند كه بعضى داخل جيش عراقاند و اكثر حافظ ثغر آذربايجان ، و اكنون ايل و الوس ايشان را در دو جا مربع و مقام است ، يكى ناحيهء مزدقان كه نزديك دار الخلافه طهرانست ، و ديگرى در نواحى مراغه كه از ملك آذربايجانست ، و چون راحت عام در اين عهد مقدّر بود اين قوم نيز ، نام گمگشتهء خود را بازجسته از هر جهت در خصب راحتاند و امن و استراحت . خصوصا از رهگذر يورت و مقام كه گوئى در ازاى آن تنگى عيش ، و سختى حال كه اجداد و آباى ايشان را در شعاب اولتاى بود ، رودبار جقتو و كوهسار مزدقان قسمت و نصيب ايشان شد كه از باغ و گلشن و آب روشن و غلّه و كشت غيرت بهشت است ، و چندانكه در يورت قديم بىغلّه و ميوه به هر دره و به هر كريوه مىگشتند اكنون ثمار الوان در وثاق و ايوان چيده به ناز و عزّت ميل و رغبت نمايند . سيّم - قرق به كسر اوّل و ثانى و سكون ثالث يعنى قوىحال . يورت او در موضع قالدون بود كه در عهد چنگيز داخل مغولستان شده علفزار و منبع رودخانهء عظيمى است . اولاد قرق از ساير فرق بيشتر بوده و در عهد ايلخان كثرت بىقياس داشتهاند ، و چندى با لشكر تور و تاتار رأيت جنگ و پيكار افراشته بعدها كه لشكر تور بر بلاد ترك تسلّط يافت از بيم جان تفرقه يافتند و به هر جانب مىشتافته ،